فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول

خوابگزارى 20

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى )

باب آگاه كننده و مژده‌دهنده از روز [ a 12 ] « 1 » فريشته است كه ترا مثل زند اندر خواب و ترا آگاه كند از گناهى كه كرده باشى ، يا اندر دل كرده كه كنى ، يا مژده دهد از نيكى كه كرده باشى يا خواهى كه كنى ، پس ديو بر تو حسد برد و نخواهد كه از خواب كه ترا اتمام گردد . پس بر صورت آن فريشته كه ترا آن خواب همىنمود بيامد ، و ترا همچنان مثلها زند و چيزها همىگويد تا ترا غرّه كند تا آن ديگر نيز بر تو تباه كند كه فريشته نموده باشد ، تا ترا آنچ ديده باشى فراموش شود ، و آن خواب تمام ناديده ترا بيدار كند و بر هيچ حاصل نباشى مگر بر دروغ . باب اندر خوابهاى دروغ كه از بلغم و خون و گش خيزد بودك « 2 » اضغاث احلام باشد ، و بودك « 2 » دروغ بود ، و بود كه از آن خواب سر بايد شست ، و زان هيچ سود و زيان به خداوند خواب بازنگردد و هيچ تفسير بدان نيفتد . پسر « 3 » عبّاس گفت كه ز آن خواب كه از وى سر بايد شست هيچ سود و زيان نيايد . پيغمبران هرگز اين خواب نديده‌اند از بهر آنك بازى كردن ديوست . كرمانى گفت بود كه اين خواب از صفرا و سودا تولد كند و از بلغم ، و باشد كه از امتلاى طعام بود ، نمايد خواب آن‌كه همه سياهى بيند و سرخى و زردى و آنچ بدين ماند . پس اگر چيزكى بلغم را بود اندر خواب سپيدى بيند و آب و سيل و آنچ بدين ماند . و ليكن بر آن حدّ بود كه قوّت خداوند خواب باشد و همّت او ، و از خواب هيچ‌چيز باطل نشايد شمرد . و بود كه بازى كردن ديوان و جادوان چيزى نمايد ، و بود كه از انديشها و غم بود ، و اين همه باطل باشد . [ b 12 ]

--> ( 1 ) - اينجا ورق يا اوراقى افتاده است . ( 2 ) - كذا در اصل ( 3 ) - اصل : پس